حادثهها خاطرهها را جاودان میکنند و خبرها را عناصرش. اما گذر زمان از یادها و خاطره ها پاک میکند چه چیزی در چه زمانی و کجا و چرا اتفاق افتاده است...
عده ای همواره مدافع خاک و جان ملت هستند. رنگ لباس هایشان فرق میکند؛ محل خدمت هایشان متفاوت است و ماموریت کاریشان هم فرق میکند... رنگ لباس ها متغیر است اما اهداف مشترک دارند و با اعتقاد قلبی و از صمیم دل انجام وظیفه می کنند .
با درنگی کوتاه می توان به نکاتی مهم اشاره کرد:
۱: سرباز وطن؛ سرباز است برایش فرق نمی کند در مرز خاکی باشد با آبی؛ از حریم هوایی دفاع می کند یا حرمت زمینی؛ مرز جغرافیایی را مرزبانی می کند یا مرز اعتقادی؛ مدافع سلامتی است یا مدافع مردم مصیبت زده.
۲: سیل و زلزله و بیماری که می آید و روزگار عادی زندگی با بلای طبیعی را همان تنها سرباز وطن را بیدار نگه می دارد روز و شب یکی می شود شادی و غمش را در پشت دیوار خانه می گذارد و با خود به محل خدمت نمی برد؛ به دور از منت و بی توقع خدمت می کند ...
۳: همان سرباز وطن برایش فرقی ندارد سرباز صفر است یا سردار؛ پرستار است با پزشک؛ جهادگر است یا جهادی؛ جهاد می کند؛ کارمند دولت است یا نیروی آزاد. وقتی قرار است سرباز باشد و سربازی کند کارش را انجام می دهد، دل به دریا می سپارد و خطر را به جان می خرد. به هر جا می رود؛ مرگ در هنگام انجام وظیفه را افتخار می داند و حکم شهید پیدا می کنند.